تبليغاتX
چار دیواری
ای دریغا خلق عالم بیشتر طفلند طفل__کز برای خنده می خواهند شیرین قصه ای

آخرین باری که یه فیلم تونست منو سرشار کنه و یه حس خوب به من بده وقتی بود که فیلم سنتوری ودیدم. چند شب پیش بعد از این مدت با دیدن این فیلم باز اون حسه خوب اومد سراغم . کلی کیف کردم . مخصون با آهنگی که دوره گردا آخر فیلم میزدن. البته اسم فیلم یه کم جنجالی انتخاب شده شاید عشق و فلسفه مناسبتر بود . به همتون پیشنهاد میکنم این فیلمو ببینین (1). البته باید بگردین کپیشو پیدا کنید(2)

----------------------------------------------------------------

پاورقی 1-این پیشنهاد رو جدی بگیرین.

پاورقی 2-البته با اجازه از جناب کپی رایت .که خوشبختانه تو ایران کسی کاری به کارش نداره چند روز پیش یه دی وی دی خریدم 3000تا کتاب هزارتومان .!!!!

پاورقی۳-اسم فیلمو یادم رفت س//ک//س و فلسفه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط اجوج 

                     

فیلسوفیدن خیلی سخته باور کن

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط اجوج 


خودت را بشناس»، مهمترين دستور سقراط براي آغاز تفکر بود. يونانيان اعتقادي راسخ داشتند که تفکر محصول تامل در نفس است، نطفه فکر کردن در انسان در آن لحظه يي بسته مي شود که فرد قواي ذهني اش را متمرکز بر خود مي کند، تلاش مي کند تا به درون خود نقب زند و از اسرار و پيچيدگي هايي سر درآورد که قرار است عمري در دلشان زندگي کند، از نيروهايي مطلع شود که هدايتگر اعمال اويند و تنها از آن طريق است که تامل در جهان نيز رخ خواهد داشت. امانوئل لويناس زماني که در مصاحبه يي گفت تفکر از يک شوک آغاز مي شود بي شک اين حکم سقراط را در پس ذهن خود داشت. لويناس بر اين باور بود که حادثه يي تروماتيک، واقعه يي که مي تواند نقطه عطفي در زندگي فرد به شمار رود، بي ترديد نقطه آغازي بر فکر کردن خواهد بود. شکست عشقي، از دست دادن يکي از والدين، وقايع طبيعي همچون سيل و زلزله، همگي عواملي هستند که حکم نقطه شروع تفکر را دارند. به اين ترتيب لويناس نيز عملاً به تامل در نفس به منزله سرآغاز تفکر باور دارد.

تامل در نفس بي شک مهمترين خصلت فلسفه نيچه نيز هست، فيلسوفي که اتفاقاً هيچ کس به اندازه او از سقراط متنفر نبود، و با اين حال هيچ کس به اندازه او تامل در نفس را تا مرزهايش پيش نبرد. برخلاف همتايان آلماني اش، به خصوص هايدگر و هگل، که رسالت خود را تامل در جهان مي دانستند و به هيچ وجه دغدغه پرداختن به خود و شکافتن درونيات شان را نداشتند، نيچه عمري را صرف شناخت نفس کرد، و همين بود که ديوانه شد و در اوج بلوغ فکري اش درگذشت، حال آنکه هايدگر تا هشتاد و شش سالگي در کمال سلامت و با مراقبت کامل از خود زيست و کار کرد. چيزي به نام «انتقاد از خود» در کار بسياري از فيلسوفان، به خصوص در آثار هايدگر وجود ندارد، و همين است که هايدگر به جاي تجديد نظر و اصلاح ايده هاي غلطش، به خصوص مقالات سال 1933اش در دفاع از نازيسم، صرفاً گذشته را فراموش کرد و هرگز حاضر نشد به اشتباه خود اعتراف کند. از اين نظر، نيچه بي ترديد جايگاهي بس رفيع تر از فلاسفه ديگر دارد، به اين دليل که فلسفه اش در تمام دوران حيات پربارش با زندگي او گره خورده بود
.

متن از آریان امیر احمدی--تصویر مانا نیستانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط اجوج 

             

همان گونه كه نه فقط سنين ميانسالي بلكه جواني و خردسالي نيز في نفسه ارزشمند است و نبايدآنهارابه عنوان مراحل گذر وپل دانست ، انديشه هاي كامل نشده نيز ارزش خود را دارند . به همين دليل نبايد شاعر خود را با تفسير هاي بغرنج عذاب دهد بلكه بايد از همين عدم اطمينان در آفاق ديد خويش لذت برد ، گويي كه راه انديشه هاي گوناگون براي او باز است او در آستانه ايستاده است و همچون حين جستجو ويافتن گنج بايد صبر پيشه كند ،گويي كه مي خواهد گنج وخوشبختي را از ژرفاي مفاهيم بيرون بكشد. شاعر گوشه اي از علايق انديشمند را حين يافتن انديشه ي اصلي در برابر خويش مي يابد و چنان ما را مشتاق مي كند كه به سويش دست دراز مي كنيم، اما اين يك نيز از ذهن ما پر ميكشد و همچون زيباترين بال پروانه ها به نظر مي آيد و با اين همه در وجود ما لانه مي كند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط اجوج