تبليغاتX
چار دیواری
ای دریغا خلق عالم بیشتر طفلند طفل__کز برای خنده می خواهند شیرین قصه ای
دروود

برای این  قسمت زیاد زحمت کشیدم  امیدوارم کاربرد داشته باشه

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« ه »

هادي ! هادي ! اسم خودتو بما نهادي! ...................

« ي »

يابو برش داشته ! ..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

«ن »

نابرده رنج گنج ميسر نمي شود --- مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد ! ............

« و »

واي بباغي كه كليدش از چوب مو باشه !..........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

«ل»

لاف در غريبي، گور در بازار مسگرها ! ..............

«م »

ما از خيك دست برداشتيم خيك از ما دست بر نميداره !.................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج  | 

«ك»

كاچي بهتر از هيچي است !

«گ»

گابمه و آبمه و نوبت آسيابمه !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

«ف»

فردا كه برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست ؟ (( ناصر خسرو))......

«ق»

قاپ قمار خونه است ! ..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« ع »

عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرويان همه را خواب برد . (( ايرج ميرزا )) ..............

« غ »

غاز ميچرونه !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« ض »

ضرب خورده جراحه ! ..........

« ط »

طاس اگر نيك نشيند همه كس نراد است ! .................

« ظ »

ظالم پاي ديوار خودشو ميكنه !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« ش »

شاگرد اتو گرم، سرد ميارم حرفه، گرم ميارم حرفه ! ...........

« ص »

صابونش به جامه ما خورده ! .................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« ز »

ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد ! .........

« س »

سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين ! ................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« ذ »

ذات نايافته از هستي بخش --- كي تواند كه شود هستي بخش ؟! (( جامي )) ........

« ر »

راستي هيبت اللهي يا ميخواهي منو بترسوني ؟! ..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« د »

دادن بديوانگي گرفتن بعاقلي !

دارندگيست و برازندگي ! ..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« خ »

خار را در چشم ديگران مي بينه و تير را در چشم خودش نمي بينه !

خاشاك به گاله ارزونه، شنبه به جهود ! .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« ه »

هادي ! هادي ! اسم خودتو بما نهادي!

هر جا كه آشه، كل، فراشه ! .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط اجوج 

 

« ج »

جا تره و بچه نيست ! .........

« چ »

چار ديواري اختياري ! .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« پ »

پا را به اندازه گليم بايد دراز كرد ! ........

« ت »

تا ابله در جهانه، مفلس در نميمانه !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« ب »

 

با آل علي هر كه در افتاد ، ور افتاد .

با اون زبون خوشت، با پول زيادت، يا با راه نزديكت !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط اجوج 

« الف »

 

آب از دستش نميچكه !

آب از سر چشمه گله !

آب از آب تكان نميخوره ! ...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط اجوج