تبليغاتX
چار دیواری
ای دریغا خلق عالم بیشتر طفلند طفل__کز برای خنده می خواهند شیرین قصه ای

ريه نصف شده


سروش صحت

با دوستم عقب تاکسي نشسته بوديم. بعد از يک هفته که خودش را توي خانه حبس کرده بود، آورده بودمش بيرون تا مثلاً هوايي بخورد و مثلاً باهاش حرف بزنم تا مثلاً آرام تر شود. ولي نمي دانستم چه بگويم و هر دو ساکت بوديم. نگاهش کردم، دوستم بيرون را نگاه مي کرد، بعد از راننده پرسيد؛«مي شه تو ماشين سيگار کشيد؟» راننده گفت؛«نه.» دوباره سکوت شد. راننده گفت؛«سيگار نکش. من يه موقعي زياد مي کشيدم، الان نصف ريه ام نيست.» دوستم گفت؛«من نصف قلبم نيست.» هيچ وقت نديده بودم اينجوري حرف بزند، فکر کردم شوخي مي کند و خنده ام گرفت ولي قيافه اش جدي بود و نخنديدم. گفتم؛«ناراحت نباش.» دوستم گفت؛«باشه.» و دوباره بيرون را نگاه کرد و دوباره سکوت شد. گفتم؛«اينقدر ناراحت نباش ديگه.» گفت؛«مي خواهم نباشم ولي نمي شه... دست خودم که نيست.» بعد پرسيد؛«دستمال داري؟» هول کردم، هيچ وقت نديده بودم گريه کند، آن هم جلوي جمع. گفتم؛«نه.» راننده بسته دستمال کاغذي را از جلوي داشبورد برداشت و طرف ما گرفت. «خيلي ممنون.» دوستم يک دستمال برداشت، گردنش را پاک کرد و پرسيد «گرمه يا من گرممه؟» گفتم؛ «گرمه.» دوستم گفت؛«اîه.» گفتم؛«گرما اذيتت مي کنه؟» گفت؛ «نه.» راننده در آينه نگاهش کرد و پرسيد؛«چته؟» مي دانستم دوستم دوست ندارد توضيح بدهد، گفتم؛«چيزي نيست.» دوستم گفت؛«قضيه عشقيه... تا حالا عاشق شدين؟» راننده آهي کشيد بعد سر شيشه را پايين داد و گفت؛«سيگارتو بکش.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط اجوج 

تنها خصوصیتی که این چن وقته زندگی از خودم فهمیدم اینه که هیچ وقت ثبات نداشتم یعنی یه جورایی نمیتونم راه رو صافو مستقیم مثل آدم نمی تونم برم هی یه کم اینور یه کم اونور (۱). یه وقتا میخواستم ایجور نباشم ولی حالا میخوام از این کج و موج رفتن ها لذت ببرم بگذریم

اینروزا دارم خشم وهیاهو رو میخونم و میخونم فقط همین .(۲)

-------------------------------------------------------------------------

پاورقی ۱ -کی گفته نباید توی کافه های سر راه غذا خورد؟

پاورقی ۲-تو چطوری؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط اجوج 

                     

فیلسوفیدن خیلی سخته باور کن

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط اجوج